به بهانه روز جهانی قدس
نویسنده: علی زائری
بی شک قدس به عنوان قبله ی اول ، از جایگاه ویژه ای در میان مسلمانان برخوردار است.
از سال 1948 که اسراییل ، فلسطین را به عنوان موطن خویش برگزید دیگر این سرزمین رنگ خوشی را به خود ندید.
از همان سال این ملت بیچاره هر روز آماج حملات وحشیانه و بیرحمانه اسراییل قرار گرفته و یکه و تنها، با مشتی سنگ در مقابل پیشرفته ترین سلاحهای جنگی ایستاده است.
امروز قدس تبدیل به عرصه درگیری حق و باطل شده است. انگار که مسلمانان فراموش کرده اند که مسجد الاقصی محل اسرای پیامبر و سومین حرم شریف دنیاست .انگار یادشان رفته که چه پاکانی در آن نماز گزاردند.
اسراییل پس از آنکه در فلسطین خیمه زد ، به بهانه حراست ازاین مسجد متبرک ، پای بدانجا نهاد ولی پس از هجوم گلدمان به مسجدالاقصی در سال 1982 این مسجد نیز همچون دیگر اماکن فلسطین امنیتش را از دست داد.
در سال 1967 صهیونیستها در اولین اقدام خود کلیدهای "باب النبی (ص)" را به سرقت بردند. باب النبی شامل اتاقی است به نام مسجد النبی که دارای یک فرش و یک محراب است و همان جایی بود که پیامبر از آنجا وارد مسجدالاقصی شد. نام دیگر این محل ، "مسجد البراق" است که امروز مصلای زنان یهود شده ولی نباید فراموش کرد که از مهمترین ابواب مسجد الاقصی است.
رژیم اشغالگر قدس در ابتدا نمی توانست به طور آشکار به تخریب مسجد بپردازد از این رو این ماموریت را به دوش عوامل طبیعی نهاد و در سال 2003 پس از انتظاری طولانی به هدف خود رسید؛ باران ، ساختمان بالای آثار اسلامی را شست و برد . آثاری همچون عثمانی ، مملوکی ، اموی ، بیزانسی که باستان شناسان یهود نیز بدان اعتراف کردند.
در سال 2006 شارون به شهرداری قدس(اورشلیم) دستور داد تا "باب المغاربه" را تخریب کنند. طولی نکشید که تعداد زیادی بلدوزر در محوطه "باب المغاربه" حاضر شد و شروع به تخریب کردند. هرچند فلسطینیها با تمام قوا در مقابل آنان ایستادند اما این تخریب همچنان ادامه دارد.
پس از مرگ مغزی شارون ، اسراییل برای اثبات این مطلب که سیاست ضد فلسطینی اش تغییر نکرده ، اقدامات ضد بشری خود را تشدید کرد. شهرک سازیها نیز جلوه تازه ای به خود گرفت و دیوار کشی پررنگتر شد.
اسراییل نمی تواند ببیند که فلسطینیها می خواهند آینده شان را خود رقم بزنند و به خاطر شرکت در انتخابات آنها را مجازات دسته جمعی می کند. نمایندگان منتخب مردم را به همراه دیگر اقشار، روانه زندانهای مخوف خود می کند. میلیونها فلسطینی مجبور به ترک سرزمین خود و آواره این کشور و آن کشور شده اند. امروز حقوق بشر در فلسطین حلقه گمشده ی زنجیر انسانیت است . ولی آنان که داعیه دفاع از حقوق بشر را دارند و به همین بهانه به کشورهای مختلف لشکرکشی می کنند، چشمانشان را به روی این حقیقت آشکار می بندند.
ایالات متحده سالانه سه میلیارد دلار در اختیار این رژیم قرار می دهد تا هرطور که دلشان خواست آن را صرف نابودی مردم فلسطین کنند.
اسراییل چندی است که مساله هولوکاست را به عنوان ننگ بشریت در بوق و کرنا کرده و مرتب فریاد می زند که آی دنیا بدانید ما را سوزاندند؛ کشتند؛ نابودمان کردند. اینکه هولوکاست اصلا صحت دارد یا نه الله اعلم .
پرواضح است که هولوکاست واقعی ، امروز در غزه و قدس در حال انجام است. هر روز صدها انسان بیگناه در آتش تنور خشم و نفرت اسراییل می سوزند و سازمانهای مختلف بین المللی از جمله سازمان ملل ، سازمان حقوق بشر ، سازمان عفو بین الملل ، هیچ اعتنایی به این مساله نمی کنند.
اکنون اسراییل با در اختیار داشتن بیش از 400 کلاهک هسته ای و عدم التحقاق به معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای (NPT) تبدیل به انبار بزرگ نگهداری سلاح اتمی در خاور میانه شده است. اصلا این سلاحها به چه کار اسراییل می آید؟ با این تجهیزات می خواهد کدام ملت را از پای در آورد؟
چرا جامعه جهانی این حقایق را نادیده می گیرد؟ چرا حکام متمول عرب در مقابل این جنایات سکوت کرده اند؟ مگر نمی دانند که طمع اسراییل به تصرف فلسطین بسنده نمی شود و روزی آنها نیز در این گرداب فرو خواهند رفت؟ چرا جامعه بین الملل اشغال و اشغالگری را یکی می داند و مقاومت بر حق مردم فلسطین در برابر اقدامات تروریستی اسراییل را تروریسم می خواند؟ چرا فرزندان سرزمین زیتون نباید دست به انتفاضه بزنند؟ تا کی باید مادران فلسطینی در خون غلتیدن فرزندانشان را به چشم ببینند؟ چرا یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان در برابر این تجاوزات کاری نمی کنند؟ مگر نه اینکه آن امام فرزانه فرمود: اگر هر مسلمان یک سطل آب بردارد وآن را برروی اسراییل بریزد ، اسراییل غرق خواهد شد؟
امام روح الله پس از سقوط نظام طاغوت - که هم پیمان اصلی رژیم صهیونیستی بود- آن دم که پای به ایران اسلامی نهاد ، در اولین اقدام، نام سفارت اسراییل را به سفارت فلسطین تغییر داد.
در گام بعدی و در 16 مرداد 1358 از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعهی ماه رمضان را به عنوان «روز قدس» انتخاب کنند و در این روز همبستگى خود را در حمايت از «حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين» به نمایش بگذارند (صحیفه نور – ج 8)
هدف امام از این نامگذاری حمایت قدس برای آزادسازی مسجد الأقصی بود.
بی شک این نامگذاری بی حکمت نبود و ابعاد زیادی داشت که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- با این کار استکبار صهیوآمریکایی به چالش کشیده شد.
2- این اقدام بمثابه فریاد تمام مسلمانان در قبال تجاوزات وحشیانه اسراییل بود.
3- این حرکت دعوت تمام کشورهای عربی و اسلامی به قیام و مبارزه علیه اشغالگری بود.
4- روز جهانی قدس در حقیقت یادآور مظلومیت مردم فلسطین است.
5- روز قدس فقط روز فلسطین نیست بلکه روز تمام اسلام و روز حکومت اسلامی است.
امروز پس از گذشت 29 سال از این نامگزاری وظیفه هر مسلمانی است که فریاد مرگ بر اسراییل سر دهد و به رژیم غاصب صهیونیستی ثابت کند که فلسطین تنها نیست؛ یک جهان با فلسطین است.
امام صادق ع می فرمایند: "ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الآخرة" ( بحار الانوار ج ۷۵ص۱۷) .هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد.
همچنین امام سجاد ع می فرمایند : "... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثة الملهوف و ترک معاونة المظلوم..." ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود ، به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است.
پس بیایید با حضور سبزمان در روز قدس التیامی باشیم بر زخم 60 ساله مردم ستمدیده ی فلسطین. ان شاء الله.
به بهانه برگزاری کنفرانس مجاهدین خلق در پاریس
مشارکت نمایندگان پارلمان اردن ، سیاسی یا شخصی؟
نویسنده: علی زائری
هفته گذشته گرهک تروریستی منافقین موسوم به "مجاهدین خلق" کنفرانسی تحت عنوان "نرمش در اسلام" در پاریس برگزار کرد که بنا به اعلام مسوولین کنفرانس 70هزار نفر از سراسر جهان در این کنفرانس شرکت کرده بودند.
در میان شرکت کنندگان در این کنفرانس اسامی افراد مشهوری ازجمله ایاد جمال الدین نایب رئیس کمیته خارجی پارلمان عراق، تیسر تمیمی قاضی القضاة فلسطین ، عزام احمد معاون نخست وزیر فلسطین ، محمد الموسوی رئیس شورای مسلمانان فرانسه ، غالب بن شیخ رئیس کنفرانس جهانی ادیان به خاطر صلح ، زهیر محمود رئیس آکادمی پژوهشهای اسلامی اروپا به چشم می خورد.
از دیگر نکات قابل توجه در این کنفرانس حضور یک هیئت 12 نفره اردنی متشکل از تنی چند ازنمایندگان پارلمان اردن و نویسنگان این کشور بود. افرادی همچون: ممدوح العبادی نایب رئیس پارلمان ، مفلح الرحیمی رئیس کمیسیون اکثریت پارلمان ، و نمایندگان دیگری از جمله خانم ناریمان الروسان، ابراهیم الحسبان ، منیر صوبر،احمد العتوم ، ابراهیم العموش ، ابراهیم الغرابیة، فخری اسکندر و نیز سلیمان عبیدات نماینده سابق پارلمان وفخری قعوار نویسنده و رئیس سابق اتحادیه کتاب عرب ضمن شرکت در کنفرانس مذبور همراهی و حمایت خود را از مجاهدین خلق به منظور تحقق آزادی و بازپس گیری شوکت از دست رفته اعلام کردند.
مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور منتخب مقاومت !!! در این کنفرانس از نمایندگان پارلمان اردن وشخصیتهای سیاسی و فرهنگی این کشور خواست تا در مقابل حرکت صدور تروریسم و افراط گرایی ایران بایستند.
در بخش دیگری از این کنفرانس دکتر ممدوح العبادی نایب رئیس پارلمان اردن در سخنانی ضمن تشکر از مریم رجوی به خاطر دعوت به کنفرانس بر اهمیت مساله دموکراسی و احترام آراء ملتها تاکید کرد وگفت: امیدواریم که دموکراسی و آزادی در ایران بر اساس عدالت و مساوات محقق گردد. کسانی که امروز ادعای اسلام و انقلاب دارند دست به ایجاد تفرقه مذهبی می زنند.
سخنران بعدی این کنفرانس خانم ناریمان الروسان بود که در ابتدای سخنان خود مریم رجوی را سمبل زنان شرقی و مسلمان خواند و افزود:
نیروهای ملی چه در اردن و چه در عراق و یا کشورهای دیگر هر قدرتی را که برخاسته از دموکراسی باشد می ستایند. از این رو برای شما آرزوی توفیق دارم.
منیر صوبر یکی دیگر از نمایندگان پارلمان اردن و وزیر و سناتور سابق در سخنان کوتاهی گفت: من سالهاست که مقاومت اسلامی ایران را می شناسم و همواره پیگیر مسائلشان هستم و می دانم که در میان انبوه فشاری که بر آنان وارد است چه دستاوردهای مهمی را خلق کرده اند. برای شما و همرزمانتان آرزوی پیروزی و سعادت دارم.
بلا فاصله پس از اختتامیه کنفرانس ، وزارت امور خارجه ایران ، احمد المفلح سفیر اردن در تهران را احضار کرد و ضمن اعلام مراتب اعتراض ، پیرامون حضور نمایندگان پارلمان اردن در کنفرانس پاریس از وی توضیح خواست.
سفیر اردن نیز اعلام کرد دولت اردن هیچ ارتباطی به شرکت اعضای پارلمان ندارد و مشارکت آنان به معنای اعلام موضع رسمی کشورش در قبال این مساله نیست بلکه در برگیرنده نظر شخصی خود آنان است.
از سوی دیگر وزارت امور خارجه اردن نیز به کاردار ایران در امان اعلام کرد هیچ ارتباطی میان موضع رسمی حکومت اردن و مشارکت این افراد در کنفرانس مجاهدین خلق وجود ندارد و این یک مساله شخصی است.
یک منبع آگاه در این رابطه اذعان کرد که اردن به دنبال بر قراری روابط طبیعی و مستحکم با جمهوری اسلامی ایران است وگفت: سیاسیت خارجی اردن بر اساس عدم برقراری ارتباط با سازمانهای خارج از چارچوب حکومتهاست.
بلافاصله پس از بازگشت نمایندگان به امان ، رئیس پارلمان این کشور در مصاحبه ای مطبوعاتی اعلام کرد: پارلمان در جریان بر گزاری این کنفرانس نبوده و هیچ گونه دعوتنامه ای در این خصوص دریافت نکرده است. وی خاطر نشان کرد که نمایندگان جهت شرکت در کنفرانس ، حتی با وی مشورت هم نکرده اند.
ابراهیم اسکندر رئیس کمیته آزادیهای عمومی و حقوق شهروندان نیز گفت: مشارکت نمایندگان به دعوت سازمان مجاهدین خلق و به بهانه حذف نام این سازمان از لیست سازمانهای تروریستی انگلیس بود و این مشارکت کاملا شخصی و بی ارتباط با موضع رسمی حکومت اردن است.
وی همچنین عنوان کرد: جنبش مجاهدین خلق یکی از جنبشهای آزادی طلب در دنیاست که منادی آزادی ، گفتگو و دموکراسی می باشد و مطمئنا یک جنبش تروریستی نیست.
در همین رابطه ابراهیم الحسبان ابراز کرد که حضورش در کنفرانس بر اساس یک دعوت شخصی بوده و دلیل شرکت وی نیز آگاهی از افکار و اندیشه های این سازمان بوده و به هیچ وجه قصد دخالت در امور داخلی ایران را نداشته است.
خانم ناریمان الروسان نیز در خصوص شرکتش در این کنفرانس گفت: شرکت من در این کنفرانس یک موضوع شخصی بوده ونشأت گرفته از موضعم در قبال دخالت ایران در امور داخلی عراق می باشد.
این نماینده پارلمان در گفتگو با "الجزیره نت" پرسید: این چه نظامی است که از مشارکت شخصی چند اردنی در کنفرانس سازمانی که هیچ سلاحی در اختیار ندارد و فقط از طریق سیاسی و فکری دست به مخالفت می زند ، به خشم آمده است؟!
وی افزود: قوانین اردن هموطنان اردنی را از شرکت در چنین کنفرانسهایی منع نمی کند.
فهد الخیطان یکی از تحلیلگران سیاسی اردن در این رابطه اظهار داشت: مشارکت نمایندگان و نویسندگان در کنفرانس پاریس"غیر مسوولانه" است. وی اضافه کرد: این افراد به عنوان نماینده اردن در کنفرانس شرکت نکرده اند بلکه صرفا به عنوان یک شخص یا یک توریست در پاریس حضور یافتند. وی با اشاره به مصاحبه پادشاه اردن با با مجله "نیوزویک" آمریکا و روزنامه "السفیر" لبنان که روابط ایران و اردن را مثبت خوانده بود افزود: این مشارکت به تلاشهای اردن جهت بهبود روابط با تهران لطمه وارد می کند.
در حالیکه وزارت خارجه و پارلمان اردن عدم ارتباط این کشور را با کنفرانس مذبور اعلام کرده اند اما حکومت اردن تا کنون در این رابطه واکنشی از خود نشان نداده و سکوت را بر هرگونه توضیحی ترجیح داده است.
نا گفته نماند که نام سازمان "مجاهدین خلق" همچنان در لیست سازمانهای تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا قرار دارد.
حال این سوال مطرح است که با وجود تمام تلاشی که ایران در بر قراری صلح و امنیت در منطقه مبذول میدارد ونیز با توجه به هزینه های هنگفتی که جمهوری اسلامی ایران در راستای تقریب مذاهب اسلامی و وحدت هرچه بیشتر مسلمانان صرف می کند، آیا حکومت اردن همچنان در قبال این مساله سکوت خواهد کرد یا سرانجام لب به سخن خواهد گشود؟
بی شک گذر زمان پاسخ بسیاری از سوالها را روشن خواهد کرد.
نویسنده: علی زائری
سلام بر تو ای قدس
سلام بر تو ای شهر خوبان
سلام بر تو ای غلتیده در خون
سلام بر تو ای خفته در ظلمت
سلام بر توای بی قرار
این نامه را برای تو می نویسم
ای دردآشنای دیرین چگونه از تو بنویسم؟
چگونه تورا به رشته ی تحریر در آورم حال آنکه دلت ریش است از 60سال استبداد؟
60 سال زخم ، 60 سال درد ، 60 سال گلوله و آتش!
می دانم خسته ای . می دانم رنجوری. می دانم سالهاست نخوابیدی. ولی گوش کن:
اینجا دلی برای تو می تپد. نه یک دل ، که دلها برای تو می تپد.
من یک مسلمانم. تورا دوست دارم. چون هر مسلمانی . ولی چه کنم؟ منم و یک قلم و یک دل. دلی که سالها مشتاق توست.
پس اینگونه تورا آغاز می کنم:
آن سان که دست پلید آن نامرد بر تو چنگ زد؛ آن دم که چکمه ی استبداد بر تو پا نهاد، جهان به خود لرزید. چرا که صدای خرد شدن استخوانهایت راشنیده بود.
صدایی که بالاترین فریاد بود. صدایی که هنوز به گوش میرسد و مرا فرا می خواند. پس چرا برخی نمی شنوند؟ شاید هم می شنوند ولی می انگارند که نمی شنوند!
مگر فراموش کرده اند که تو همان سرزمین پاکی که پیامبر به تو اسرا کرد؟! تو قبله ی آمال هر مسلمانی ای قبله ی اول. تو قلب شکسته ی اسلامی.
تو سرزمین زیبای زیتونی؛ محصور در میان دو مثلث
تو قلعه ی استوارانی ای استوار
تو در تارو پود منی. تو در باور منی. تو محبوبه ی منی .
ای کاش کنارت بودم. تورا در آغوش می فشردم. شانه بر گیسوانت می زدم . آنهارا به باد می سپردم.
ای کاش کنارت بودم . بوسه بر زخمهایت می زدم. سرت را بر شانه هایم می نهادم. شاید که بخوابی.
ای کاش کنارت بودم. آنگاه پاره های بدنت را که همچون بلوری شکسته تکه تکه شده است در هم می امیختم ؛شاید که بیارامی.
تو با همه ی دردهایت ایستاده ای. هنوز پایداری. هنوز به دنبال کسی هستی که تورا دریابد.
تو تنها نیستی. من با توام. جهان با توست. به گوش باش که روزی در تو نماز گزاریم. پس بدان امید دمی بیاسا.
دوستدارت
یک مسلمان